X
تبلیغات
کیمیا...Kimia
صفحه شخصی دکتر عباس ملاتقی...Dr. Abbas Mollataghi Official Weblog

میلاد حضرت زهرا (س)

+ نوشته شده در  جمعه 29 فروردین1393ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

مادرها به مانند  نخ تسبیح می مانند ،

به نسبت دانه ها کمتر خودنمایی می کنند

اما اگر نباشند هیچ دانه ای کنار دیگری نمی ماند‏ !‏

خدایا نخ هیچ تسبیحی پاره نشود …


+ نوشته شده در  جمعه 29 فروردین1393ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

  پس از آنکه مدتی قبل خبر دستگیری شاهین نجفی خواننده هتاک در رسانه ها منتشر شد چند روزی است که اخباری مبنی بر به درک واصل شدن این مرتد گزارش شده است. این خواننده هتاک چند وقتی است که در هیچ محفل عمومی و خصوصی دیده نشده است و حتی برخی از نزدیکان این مرتد نیز از او خبری ندارند و از او اعلام بی اطلاعی می کنند .
 
شاهين نجفي در دوره ای گروه هاي زيرزميني موسيقي رپ را در رشت و تهران ترتيب مي داد و در سال 84 از ترس مجازات بدليل ارتكاب جرائمي به آلمان گريخت و پس از مدتی ترانه های توهین آمیز نسبت به امامان معصوم (ع) را در خارج از کشور اجرا کرد. شاهین نجفی، خواننده‌ای هتاک است که در اشعار خود به ائمه معصومین و امام هادی (ع) توهین کرد که این جسارت وی با واکنش علما، مراجع و دلسوزان مواجه شد؛ تا جایی که کمپین‌های مردمی برای اعدام انقلابی وی به راه افتاد.
 
وی چندی پیش در گفتگو با یک نشریه آلمانی گفته بود: بین موقعیت من و سلمان رشدی تشابه کمی وجود دارد چرا که سلمان رشدی می‌تواند در زندگی مخفی خود کتاب بنویسد اما من باید روی صحنه باشم و اکنون این موقعیت از من سلب شده است و باید بد تر از اوضاع سلمان رشدی زندگی کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

ابو يحيى كوكب الدم از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏ كند كه فرمود: همانا حواريّون عيسى شيعه او بودند و شيعيان ما حواريّون ما هستند و حواريّون عيسى فرمانبرتر از حواريّون ما نبودند.

  عيسى به حواريّون فرمود: ... مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ‏نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ ... . نه به خدا سوگند عيسى را در برابر يهود يارى نرساندند و براى او نبرد نكردند، و به خدا سوگند شيعه ما از آن هنگام كه خداوند والا نام جان پيامبرش را گرفت همچنان ما را يارى مى‏ كند و به خاطر ما نبرد مى‏ كند و در راه ما سوخته مى‏ شوند يا شكنجه مى‏ گردند و يا در شهرها در به در مى ‏شوند.

  خداوند به آنها از سوى ما جزاى خير دهد. امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است: به خدا سوگند اگر بينى دوستان ما را با شمشير بزنند بغض ما در دل نگيرند، و به خدا سوگند اگر به دشمنان خويش نزديك شوم و ثروتى كلان بديشان بخشم باز هم ما را دوست نخواهند داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 فروردین1393ساعت 7:59 قبل از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 


www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌


+ نوشته شده در  شنبه 23 فروردین1393ساعت 9:40 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 



مارتین ایندیک محقق آمریکایی اسلام و آمریکا؛
دیگه وقت آن نیست که دانشجویان را به خیابان ها بکشانیم بلکه باید چادر از سر زنان برداشت و از این طریق می توان نظام اسلامی ایران نابود کرد.

یک مقام بلندپایه آمریکایی؛
هرزن چادری درکوی و برزن ایران به منزله پرچم جمهوری اسلامی ایران است،لذا ما برای براندازی این نظام باید این حجاب را سست کنیم.

میشل هویلیک نویسنده فرانسوی؛
جنگ برضداسلام با کشتن مسلمان ها فایده ندارد، فقط با فاسدکردن آن ها می توان به پیروزی دست یافت، پس بایدبه جای بمب بر مسلمانان دامن کوتاه بریزیم.

مستر همفر جاسوس آمریکایی در کشورهای اسلامی؛
زنان مسلمان دارای حجابی محکم هستند که نفوذ فساد درمیان آنها ممکن نیست، بنابراین باید آنان را فریب داد و از زیرچادر بیرون کشید! پس از آن که زنان را از زیر چادر بیرون آوردیم، باید جوان ها را تحریک کنیم دنبال آنان بیافتند تا در میان مسلمان فساد رواج یابد و برای پیشبرد این نقشه لازم است اول زنان غیرمسلمان را از زیر حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند!!!


+ نوشته شده در  جمعه 22 فروردین1393ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 فروردین1393ساعت 2:58 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 



+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 فروردین1393ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود

از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان

باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو

لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من

آری به یمن لطف شما خاک زر شود

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب

یا رب مباد آن که گدا معتبر شود

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی

مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست

سرها بر آستانه او خاک در شود

حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست

دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 فروردین1393ساعت 10:52 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 


بالاترین مقام این است که انسان جان خود را فدای امر به معروف کند


آیت الله صافی گلپایگانی:

هیچ مقامی بالاتر از این نیست که انسان در راه امر به معروف و نهی از منکر به مقام شهادت نائل بشود.


وی خاطر نشان کرد:اگر همه مردم و مسئولان به این وظیفه شرعی عمل نمایند اتفاقات ناگواری، مانند آنچه پیش آمده رخ نمی‌دهد. استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه کسانی که در این امر کوتاهی می‌کنند، پیش خداوند متعال، گرفتارند و مسئولیت دارند تصریح کرد:بانوان با پوشیدن چادر و حجاب کامل در جامعه دائماً در حال جهاد و امر به معروف و نهی از منکر هستند.

مرجع تقلید جهان تشیع با عرض تسلیت به خانواده شهید خلیلی طلبه آمر به معروف و ناهی از منکر، از خداوند متعال برای ایشان طلب رحمت و مغفرت، و برای بازماندگان، صبر جمیل و اجر جزیل مسألت کردند. مرجع تقلید جهان تشیع با اشاره به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در تعالیم اسلامی اظهار کرد: آیات شریفه قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام توصیه بسیاری به این واجب الهی کرده اند تا آنجا که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: و ما اعمال البرّ کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثة فی بحر لجی؛ همه کارهای خیر و جهاد در راه خدا در مقابل امر به معروف و نهی از منکر مانند آب دهان است در برابر اقیانوسی عمیق.


+ نوشته شده در  سه شنبه 19 فروردین1393ساعت 10:15 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 





یهودی‌ها به دلیل این که در اقلیت جمعیتی و سرزمینی هستند دایم در تلاش اند قبل از تهدید از سوی این و آن، خود دست به تهدید ملل و کشورهای دیگر بزنند. مثال روشن، ملموس و عینی آن قضیه انرژی هسته‌ای ایران است آن ها دائما بر طبل جنگ می‌کوبند در حالی که در عمل توان این کار را ندارند. اما علت این کار یهودی تنها یک دلیل دارد: برون رفت از مشکلات و جلوگیری از نابودی.

یک هیولای جوان که با اسم میشل مایک وازوسکی شناخته می‌شود آرزو می کند وقتی بزرگ شد یک از ترساننده‌ها شود. یازده سال بعد، مایک یک ترساننده در دانشگاه هیولاهاست، جایی که او با هم اتاقی‌اش ، رندال رندی بوگس و یک هیولای بزرگ آبی و پشمالو (خزدار) دیدار می‌کند.  مایک سخت مطالعه می‌کند، در حالی که "سالی ممتاز" (که از خانواده با استعداد ترساننده ها است) به توانایی ترسانندگی طبیعی خود اعتماد دارد. در امتحان پایانی ، مایک و رقیبش "سالی" نمی‌توانند توجه دین هاردستکرایبل (استادشان) را جلب کنند بنابراین شکست خورده و از برنامه کنارگذاشته می‌شوند و این باعث می‌شود که سالی از انجمن غرش امگا کنار گذاشته شود.  مایک می‌خواهد که خودش را با ورود به بازی‌های وحشت به اثبات برساند و انجمن کافه اوزما که قبلا از برنامه ترس کنار گذاشته شده بودند با وی همراه می‌شوند اما چون در ابتدا تعداد آنها کمتر از استاندارد انجمن‌ها است رد می‌شوند و بعد سالیوان به آن‌ها پیوسته و مایک با بی‌میلی حضور سالیوان را می‌پذیرد.  کافه اوزما در مبارزه اول شکست می‌خورد، اما چون یکی از تیم‌ها به خاطر استفاده از ژل محافظ، کنار گذاشته می‌شود. کافه اوزما می‌تواند در مسابقات باقی بماند. رقابت کنندگان در مسابقات پارتی انجمن غرش امگا شرکت می‌کنند و در این پارتی رقابت‌کنندگان در بازی‌ها به تحقیر و دلسرد کردن تیم کافه اوزما می‌پردازند.

  مایک دیدار مخفی را با شرکت هیولاها ترتیب می‌دهد تا روحیه تیم را بالا ببرد، اما سالی هنوز شک دارد که مایک بتواند یک بترسان واقعی شود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 فروردین1393ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 



هُوَ الَّذي أَخْرَجَ الَّذينَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ في‏ قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْديهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ.  (حشر - دو)


اوست کسی که، از میان اهل کتاب کسانی را که کفر ورزیدند در نخستین اخراج [ از مدینه ] بیرون کرد. گمان نمی کردید که بیرون روند و خودشان گمان داشتند که دژهایشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود، و خدا از آنجایی که تصوّر نمی کردند بر آنان درآمد و در دلهایشان بیم افکند، به طوری که خود به دست خود و دست مؤمنان خانه های خود را خراب می کردند. پس ای دیده وران، عبرت گیرید.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 فروردین1393ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

   به گزارش قم نیوز و به نقل از روابط عمومی مسجد مقدس جمکران حجت الاسلام محمدحسن رحیمیان، شامگاه ۱۲ فروردین در مراسم گرامی‏داشت شهید حجت الاسلام علی خلیلی، آمر به معروف و ناهی از منکر که با حضور باشکوه مردم نمازگزار در مسجد مقدس جمکران برگزار شد، از مردم خواست به صورت جدی برای ترویج امر به معروف و نهی از منکر اقدام کنند.

وی با اشاره به این که اگر همه جامعه امر به معروف را ترک کنند در برابر پیامدهای آن مسئولیت مستقیم دارند، اظهار کرد: همه مدیران نظام اسلامی در برابر این فریضه الهی مسئولیت دارند. تولیت مسجد مقدس جمکران گفت: هر کس به اندازه تمکن و توان خود باید در اجرای فریضه الهی امر به معروف سهیم باشد؛ ترویج امر به معروف به فرد خاصی تعلق ندارد و تمام افراد جامعه حتی رییس جمهور و وزرا باید توان خود را به میدان آورند.

وی با اشاره به این که افراد جامعه اسلامی چهار وظیفه اساسی دارند، به تشریح این وظایف پرداخت و خاطرنشان کرد: اقامه نماز، امر به معروف و نهی از منکر و پرداخت زکات می تواند جامعه را از زشتی های اخلاقی دور سازد؛ به ویژه نماز که دستاورد اصلی اش تحقق امر به معروف است.

امر به معروف مبارزه با گناه است نه گناهکار.

حجت الاسلام والمسلمین رحیمیان به شیوه تذکر لسانی در جریان امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرد و افزود: تذکر لسانی در توان همه است و باید همراه با احترام، مهربانی و دلسوزی نسبت به تارک معروف صورت گیرد. وی برداشت ناصحیح از فرهنگ امر به معروف را آسیب جدی جامعه دانست و گفت: نهی از منکر مبارزه با گناهکار نیست بلکه مبارزه با گناه و فساد است آن هم برای نجات گناهکار؛ از این رو امر به معروف و نهی از منکر راهی برای کمال و سعادت افراد غافل است و نباید برداشت شود آمر به معروف نسبت به گناهکار غرض شخصی و دشمنی دارد؛ حرکت آمران به معروف و ناهیان از منکر عین دلسوزی و مهربانی است.

۲۵ شهید امر به معروف نشانه سکوت اکثریت در برابر فساد است.

تولیت مسجد مقدس جمکران با بیان این که در سال های گذشته ۲۵ نفر در میدان امر به معروف و تذکر به مرتکبین منکر به شهادت رسیدند، تصریح کرد: گناه شهادت این شهدا فقط به گردن قاتلان آنان نیست؛ اگر فرد فرد ما امر به معروف می کردیم شهدای امر به معروف تنها نمی ماندند. وی افزود: امر به معروف غریبانه و عدم ورود دیگران به صحنه، زمینه را برای جسارت اشرار و اراذل فراهم می کند.

سکوت در برابر گناه، مؤمنان را هم گرفتار خواهد کرد.

حجت الاسلام والمسلمین رحیمیان با اشاره به رهنمودهای رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر این که اگر همه در امر به معروف نقش داشته باشند بساط منکر در جامعه اسلامی برچیده خواهد شد، بیان کرد: اولیا و انبیای الهی هم نگران جامعه خود بودند و می دانستند عدم ترویج امر به معروف و نهی از منکر غضب الهی را به همراه دارد اگر مؤمنان هم شاهد گناه باشند و در برابر آن سکوت کنند مشمول عذاب الهی می شوند.
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 فروردین1393ساعت 10:48 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 




پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: هر کس فاطمه علیهاالسّلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است.
 حضرت فاطمه امّ ابیها علیهاالسلام روز جمعه ۲۰ جمادى الاخرى سال دوم یا پنجم بعثت در شهر مکه به دنیا آمد. پدر بزرگوارش حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و مادرش خدیجه کبرى علیهاالسلام بود. در سال دوم هجرت عقد او با حضرت على علیه السلام در ملکوت اعلى بسته شد و ثمره آن امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، زینب(س)، ام کلثوم(س)، سکینه(س) و محسن(ع) که در حوادث پس از رحلت پیامبر(ص) سقط شد.

آغاز زندگى حضرتش در مکه با محاصره اقتصادى شعب ابى طالب همراه بود و با پایان یافتن محاصره، عمر مادر نیز به آخر رسید و پس از مادر مهر خانه پدر بود و بر چهره خسته او که از فراق ابوطالب و خدیجه و آزار کفار در هم مى تکید گل نشاط و امید مى کاشت.

پس از هجرت و در مدینه به صورت یک زن با تمام ویژگیهایى که پروردگار براى او منظور نموده است تجلى نمود. فاطمه علیهاالسلام شمع جمع خانه بود و حلقه وصل رسالت و امامت. هم عزیز پدر بود و هم محبوب همسر و هم بانوی مدینه و الگوى تربیت خدایى. رنجها و مصیبتها در برابر خورشید مهرش ذوب مى شد و پدر و همسر که دو برادر بودند و دو همرزم و دو همدرد در پناه مهر او آرامش مى یافتند.

فاطمه یکى از دو رکن امامت بود که پس از پیامبر با تمام وجودش به دفاع از حق پرداخت، هم سیلى نامحرمان تحمل نمود و هم تازیانه جهل و جاهلیت را به جان خرید و در آخر نیز جان و فرزند را در این راه نهاد و در سوم جمادى الاخرى یا ۱۳ جمادى الاولى سال ۱۱ هجرى (و در کمتر از ۳ ماه پس از رحلت پیامبر) على علیه السلام را تنها گذاشت. مرقد منورش در مدینه ـ مسجدالنبى یا بقیع ـ مطاف ملائک مقرب الهى است.

اربعین حدیث درمنزلت و شأن فاطمه(س) در کلام معصوم(ع):

امام سجاد علیه السلام فرمود: که منفورترین مردم نزد پروردگار، کسى است که شیوه امامى را پیروى کند ولى از سیره عملى او پیروى ننماید.

شناخت فاطمه علیها السّلام:

امام صادق علیه السّلام می فرماید: "فمن عرف فاطمة حقّ معرفتها فقد ادرک لیلة القدر؛(۱) هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها السّلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است.”

آثار محبت به فاطمه علیها السّلام:

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:"من احبّ فاطمة ابنتی فهو فی الجنّة معی و من ابغضها فهو فی النّار؛(۲) هر کس فاطمه علیها السّلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است.”

اطاعت از فاطمه علیها السّلام:

امام باقر علیه السّلام می فرماید:"و لقد کانت - علیها السّلام - مفروضة الطّاعة علی جمیع من خلق الله من الجنّ و الانس و الطّیر و الوحش و الانبیاء و الملائکة؛(۳) اطاعت از فاطمه علیها السّلام بر تمامی آفریدگان خدا از جنّ و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است.”

دستورهای فاطمه علیها السّلام:

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید:"یا علی انفذ لما امرتک به فاطمة فقد امرتها باشیاء امر بها جبرئیل علیه السّلام؛(۴) ای علی! آن چه را فاطمه علیها السّلام بدان امر می کند، انجام ده؛ زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السّلام به آن ها امر کرده است.”


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 فروردین1393ساعت 9:18 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

حرکت در مسیر یا شهادت یا پیروزی

اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهان‌خواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود؟ هم اکنون اگر امریکا یک کشور اسلامی را به بهانه حفظ منافع خویش با خاک یکسان کند، چه کسی جلوی او را خواهد گرفت؟ پس راهی جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابرقدرت‌ها و خصوصاً امریکا را شکست، و الزاماً یکی از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت یا پیروزی.

تلاش برای به‌دست گرفتن کنترل جهان

امروز به همان‌گونه که فعالیت‌های وسیعی در سراسر جهان برای به سازش کشیدن ما با کفر و شرک در جریان است، برای خاموش کردن شعله‌های خشم ملت مسلمان فلسطین نیز به همان شکل ادامه دارد و این تنها یک نمونه از پیشرفت انقلاب است و حال آنکه معتقدین به اصول انقلاب اسلامی ما در سراسر جهان رو به فزونی نهاده است و ما اینها را سرمایه‌های بالقوه انقلاب خود تلقی می‌کنیم و هم آنهایی که با مرکب خون طومار حمایت از ما را امضا می‌کنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبیک می‌گویند و به یاری خداوند کنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت.

آمادگی برای حضور در عرصه‌های جدید نبرد

امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد شروع شده است و من دست و بازوی همه عزیزانی که در سراسر جهان کوله‌بار مبارزه را بر دوش گرفته‌اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده‌اند می‌بوسم.

تلاش برای صدور معنویت به جهان

به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض می‌کنم: خداوند آثار و برکات معنویت شما را به جهان صادر نموده است، و قلب‌ها و چشمان پرفروغ شما کانون حمایت از محرومان شده است و شراره کینه انقلابی‌تان جهان‌خواران چپ و راست را به وحشت انداخته است.

پیگیری خط اصولی دفاع از مستضعفان

تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی‌بضاعت، گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلاب‌ها هستند. ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتی که ممکن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم... ما برای احقاق حقوق فقرا در جوامع بشری تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 فروردین1393ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 


نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد...
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...


ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش...
تا که پی در پی دم گرم خویش را بر آن بفشارد....


و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد...
تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را...

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 فروردین1393ساعت 1:33 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

تعداد دانش آموزان اول دبستان شیعه و سنی در ایران برابر شد!!

با وضعیت رشد کم جمعیت شیعه و رشد بیش از حد جمعیت اهل سنت و وهابی ها در ایران، این احتمال وجود دارد که تقریبا 20 سال آینده اکثریت ایران را وهابیت و سنی ها تشکیل دهند و حکومت از دست شیعیان خارج شود و به دست سنی ها بیافتد.    

به گزارش نفس نیوز، امسال در مقطع اول ابتدایی تعداد دانش آموزان شیعه و سنی یکی شد و تعداد اهل سنت ایران به 20 میلیون نفر رسید.

قابل ذکر است که:  در ایران ضریب رشد جمعیتی اهل سنت 4 و شیعیان 1.7می باشد.

 نامه محرمانه رییس وهابیهای پاکستان به چند تن از علمای اهل سنت متاثر از عربستان سعودی در ایران کشف شده است.... تنها یک جمله از این نامه بس است تا به هدف آنان پي برد: ... نان شب نخورید و ازدیاد جمعیت کنید؛ آینده ایران از آن شماست.....

وهابیت امروزه در ایران به صورت رسمی و غیررسمی تبلیغ می‌کند که حداقل دو زن و بیست بچه داشته باشید. خودشان در سخنرانی‌ها تصریح می‌کنند که با این کار می‌خواهند به مرحله‌ای برسند که ایران به کشوری سنی مذهب تبدیل شود. اگر فقط یک بار به سیستان و بلوچستان مراجعه فرمایید خواهید دید که تبلیغ چهار زن گرفتن و تکثیر نسل چقدر بین اهل تسنن مشهور و مورد عمل است. اگر اینطوری پیش برود تقریبا بیست سال آینده اکثریت جمعیت ایران را وهابیت و سنی ها تشکیل می دهند.آنوقت جواب ما در محضر اهل بیت عصمت و طهارت چه خواهد بود؟ . در برخی روستاهای مختلط نشین (شیعه و سنی) وضع فاجعه بارتر است. مثلا روستایی را سراغ داریم که در گذشته ۶۵% آن را شیعیان و ۳۵% را سنی‌ها تشکیل می‌دادند اما امروزه ۸۶% را سنی‌ها تشکیل می‌دهند.گفتنی است در یکی از شهرک‌های مشهد در مدرسه ابتدایی دخترانه ۸۰% سنی و ۲۰% شیعه است.

راز این اختلاف چیست؟ از زمانی که کنترل جمعیت در کشور باب شد و شیعیان کم فرزندی را پیشه خود کرده و سنی‌ها افزایش جمعیت را شعار خود قرار دادند، فرزندان بیشتری در بین اهل سنت به دنیا آمد. اماچند سال بعد که این دانش آموزان بزرگتر می‌شوند به دبیرستان و دانشگاه خواهند رفت و دبیرستان و دانشگاه نیز ترکیب ۸۰% سنی خواهد یافت و شیعیان ۲۰% و آنوقت شیعیان اقلیتی در دبیرستان و دانشگاه خواهند شد.

قابل ذکر است که با این روند نه تنها شیعیان اقلیت مذهبی در ایران میشوند بلکه این فرهنگ تبعات جبران ناپذیری همچون پیری  کشور را هم به دنبال خواهد داشت.   

            
خواندن چنین اخباری قطعا برای هر ایرانی شیعی تاسف بار خواهد بود؛ چرا که می دانیم تنها کشور شیعی مذهب در جهان ایران است. قطعا جواب امام زمان خود را نمی توانیم بدهیم؛ زمانی که با خواندن لالایی هایی  همچون: فرزند کم تر زندگی بهتر خودمان را به خواب زمستانی فرو برده ایم. چگونه خودمان را شیعه علی میدانیم با این وجود که سفارشات موکدی از ائمه معصومین مبنی بر ازدیاد فرزند وجود دارد وما به بهانه مشکلات اقتصادی بی توجهی را سرلوحه خویش قرار داده ایم؟؟؟ شاید باور نکرده ایم که روزی دهنده خداوند است!!!

هرسال محرم میشنویم که "کل یوم عاشورا وکل ارض کرببلا"؛ گریه می کنیم و گریبان چاک می دهیم و "یا لیتنی کنا معک" سر میدهیم، غافل از این که امام زمانمان مظلومانه در انتظار ظهور نشسته است و ما حتی ناراحت نیستیم که ترکیب جمعیتی تنها کشور شیعی جهان  که داعیه دار گسترش زمینه ظهور است در حال تغییر شده.

شاید تا به حال فکر نکرده ایم که" کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" یعنی:

در هر زمان که اسلام در خطر است، وظیفه ای بر دوش داریم، که اگر آن را به انجام نرسانیم حسین تاریخ به مسلخ میرود.

شاید تا به حال بدون فکر، "یا لیتنی کنا معک "سر می دادیم؛ در حالی که با این جمله می گوییم:

ای کاش فرصتی بود تا ما نیز همه آسایشمان را فدای اسلام می کردیم. باید بیدار شویم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 فروردین1393ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 


www.mollataghi.ir

+ نوشته شده در  شنبه 9 فروردین1393ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

   صیادی، یك آهوی زیبا را شكار كرد واو را به طویله خران انداخت. در آن طویله، گاو و خر بسیار بود. آهو از ترس و وحشت به این طرف و آن طرف می گریخت. هنگام شب مرد صیاد، كاه خشك جلو خران ریخت تا بخورند. گاوان و خران از شدت گرسنگی كاه را مانند شكر می خوردند. آهو، رم می كرد و از این سو به آن سو می گریخت، گرد و غبار كاه او را آزار می داد. چندین روز آهوی زیبای خوشبو در طویله خران شكنجه می شد. مانند ماهی كه از آب بیرون بیفتد و در خشكی در حال جان دادن باشد. روزی یكی از خران با تمسخر به دوستانش گفت: ای دوستان! این امیر وحشی، اخلاق و عادت پادشاهان را دارد، ساكت باشید. خر دیگری گفت: این آهو از این رمیدن ها و جستن ها، گوهری به دست آورده و ارزان نمی فروشد. دیگری گفت: ای آهو تو با این نازكی و ظرافت باید بروی بر تخت پادشاه بنشینی. خری دیگر كه خیلی كاه خورده بود با اشاره سر، آهو را دعوت به خوردن كرد. آهو گفت كه دوست ندارم. خر گفت: می دانم كه ناز می كنی و ننگ داری كه از این غذا بخوری.

   آهو گفت: ای الاغ! این غذا شایسته توست. من پیش از اینكه به این طویله تاریك و بد بو بیایم در باغ و صحرا بودم، در كنار آب های زلال و باغ های زیبا، اگرچه از بد روزگار در اینجا گرفتار شده ام اما اخلاق و خوی پاك من از بین نرفته است. اگر من به ظاهر گدا شوم اما گدا صفت نمی شوم. من لاله سنبل و گل خورده ام. خر گفت: هرچه می توانی لاف بزن. در جایی كه تو را نمی شناسند می توانی دروغ زیاد بگویی. آهو گفت : من لاف نمی زنم. بوی زیبای مشك در ناف من گواهی می دهد كه من راست می گویم. اما شما خران نمی توانید این بوی خوش را بشنوید، چون در این طویله با بوی بد عادت كرده اید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 فروردین1393ساعت 9:34 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 



سیدرضا اکرمی، رئیس شورای فرهنگ عمومی نهاد ریاست جمهوری:


                           ما ۴۵ دقیقه کار مفید در ۲۴ ساعت بیش تر نداریم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 فروردین1393ساعت 9:29 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 


سلام آقا جان!

امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید، خوبم؛ دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند، شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم. اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!! مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد! ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید… یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت: پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی! من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است. آقاجان! بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟ یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟ یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟ رهبرم! جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید. آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی


+ نوشته شده در  سه شنبه 5 فروردین1393ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 



سکانس اول:  
مدیریت خلق و تولید روشهای مدون و قابل قبول با توجه به شرایط و محدودیتهای موجود برای رسیدن به هدف می باشد یعنی هدف تعریف می شود و این مدیر است که با توجه به تمام محدودیت های سازمانش و با توجه به شرایطی که در آن قرار دارد اقدام به هدایت سازمان نموده و روشهای جدید همراه با خلاقیتهای پایدار را تولید و خلق می نماید. اما ریاست به حفظ و نگهداری و نظم وترتیب دادن به وضعیت موجود می پردازد وخلاقیت و آفرینشی در آن دیده نمی شود شرایط هرچی هست باشد رییس درجا می زند و تلاش می کند شرایط را همانگونه که هست حفظ نماید. معمولا روسا در حال امر و نهی کردن هستند ولی مدیران برعکس در تعامل با پرسنل خود و استفاده از نظرات آنها هستند. یک مدیر بازخوردهای اقدامات خود را دریافت و تحلیل می نماید. اما رییس بازخوردها را دریافت و تنبیه می نماید. رییس برای نگهداری وضع موجود از اهرم زور گاهی استفاده می کند ولی مدیر اهرمی به نام زور را نمی شناسد. رییس جبهه می گیرد ولی مدیر مشاوره می کند و … بسیاری از خصلت های دیگر که احتمالا همه ما به نحوی در محیط کار خود و اطراف بسیار مشاهده نموده ایم. در این میان مدیران قوی و ضعبف وجود دارند همچنین روسایتفاوت مدیر قوی و ضعیف نیز وجود دارند. متاسفانه بسیار دیده می شود که مدیران تبدیل به رییس شده اند و جایگاه خود را فراموش کرده اند. حال تصمیم بگیرید می خواهید مدیر باشید یا رییس؟؟؟ کدام برای شما لذت بخش تر است؟؟؟ شاید ریاست لذت زیادی دارد که همه اطراف ما را رییس فرا گرفته است. کاش کمی مدیر می دیدیم.

سکانس دوم:

در صحبت های روزانه امان خیلی از این دو کلمه رئیس و مدیر استفاده می کنیم و گاهی بدون اینکه متوجه باشیم، این دو کلمه را به جای هم استفاده می کنیم. جالب است که بسیاری از اوقات حتی در زندگی خصوصیمان هم می شنویم که آقایان به شوخی اعلام می کنند که همسرم رئیس است و هرچه بگوید، باید اجرا کنم !!! هرچند که این ادعا را همه می دانیم که تعارفی بیش نیست، اما باید ذکر کنم که به عقیده من خانمها بیشتر مدیر منزل هستند نه رئیس! و علت آن را با خواندن ادامه متن متوجه می شوید. در واقع این دو کلمه تفاوت زیادی با هم دارند و در حوزه ورزش و سازمانهای ورزشی نیز نمونه های بیشماری از مدیران و رؤسا را می توان یافت.

حتما شنیده اید که مدیریت یک هنر است و همانطور که می دانید هنرمندان با خلاقیت و درک عمیق موضوعات و ارائه محصولات خاص ( جذاب و اثرگذار) شناخته می شوند. بله مدیریت نیز یک هنر است چون مدیران باید با شناخت وضعیت موجود و تحلیل مشکلات و در نظر گرفتن محدودیتها سعی کنند بطور خلاقانه اقدام به تصمیم گیری مناسبی کنند تا منجر به بهبود وضعیت و ایجاد شرایطی مطلوب برای رسیدن به اهداف سازمان گردند. در واقع مدیران با خلاقیتهای خود به اداره امور سازمانشان می پردازند. اما رؤسا از خلاقیت استفاده نمی کنند. آنها فقط در رأس امورند و همینکه شرایط را آنطور که هست حفظ کنند، برایشان کافی است. رؤسا دستور می دهند و امر و نهی می کنند؛ اما مدیران با سایرین مشورت می کنند تا بهترین راهکار را انتخاب کنند. مدیران از نحوه رفتار و ارائه نظرات سایرین بازخور می گیرند و از آن در تحلیل وضعیت و حتی روشهای مدیریت خود استفاده می کنند تا تصمیم درستی اتخاذ کنند، اما رؤسا خود را صاحب قدرت می دانند و نیازی به تحلیل وضعیت نمی بینند و در صورت بروز رفتار اشتباه از سوی کارکنان، به تنبیه آنها روی می آورند. رؤسا از زور و قدرت خود استفاده می کنند و مدیران از توانایی و مهارتها استفاده می کنند. رؤسا معتقدند کارکنان باید خودشان کارها را یاد بگیرند و مشکلات را تشخیص داده و حل کنند، اما مدیران کارها را آموزش می دهند و در تشخیص مشکلات پیشگامند و به کارکنان در تشخیص و حل مشکلات کمک می کنند. رؤسا همیشه در زمان بروز مشکلات روش قهری و سرزنشی دارند. اما مدیران به بررسی موقعیت و تلاش برای ارائه راهکار می پردازند.

گاهی اتفاق می افتد که در سازمانها مدیران تبدیل به رئیس می شوند و این درست نکته ای است که باید به آن بسیار توجه کرد. معمولا مدیرانی که از حمایت مدیران عالی رتبه برخوردارند و مدت زمان حضورشان در پست مدیریتی طولانی شده است، با این احتمال بیشتر مواجهند و یکی از دلایلی که مدیریت در بسیاری از سازمانها مشمول دوره های موقت( بطور مثال 2 تا 5 ساله) است، همین امر می باشد. حال کمی فکر کنید ببینید دورو برتان چند رئیس و مدیر وجود دارد و آیا شما در زندگی شغلی و یا زندگی خانوادگی خود کدام نقش را دارید؟

سکانس سوم:

برای آن که بدانید یک مدیر هستید یا یک رییس، به تفاوتهای اساسی این دو گروه دقت نمایید، آنچه مسلم است برای هدایت صحیح و بلند مدت مجموعه تحت رهبری خود، مجبور به فراگیری فنون مدیریتی خواهید بود:

 یک مدیر، کارکنان را هدایت و رهبری می کند، اما یک رییس، تنها آنها را به دنبال خود می کشد...

 یک مدیر، مصلحت اندیشی و حسن نیت دارد، اما یک رییس، تنها برخورد قدرتمندانه...

 یک مدیر، ایجاد شور و شوق و قدرت میکند، اما یک رییس، القای ترس و اضطراب...

 یک مدیر، می گوید ما، اما یک رییس، می گوید من...

 یک مدیر، کارکنان را رشد و ارتقاء می دهد، اما یک رییس، تنها استفاده از ایشان را یاد گرفته  است...

 یک مدیر، به کارکنان اعتبار و ارزش می دهد، اما یک رییس، از آنها اعتبار می گیرد...

 یک مدیر، برای انجام کارها سوال می کند، اما یک رییس، تنها فرمان می دهد...


 سکانس چهارم:
تفاوت مدیریت و ریاست در ایران و انگلیس

1. در انگلستان موفقیت یک مدیر را بر اساس پیشرفت اقتصادی مجموعه تحت مدیریتش می‌سنجند، در ایران موفقیت یک مدیر را نمی‌سنجند، خود مدیر بودن نشانه‌ای از موفقیت محسوب می‌شود.

2. در انگلستان مدیران و روسا بعضی وقت‌ها استعفا می‌دهند، در ایران عشق به خدمت مانع از این امر می‌شود.

3. در انگلستان افراد از مشاغل پایین شروع می‌کنند و به تدریج ممکن است ارتقا پیدا کنند، در ایران برخی افراد مادرزادی مدیر و رئیس اند و اولین شغل‌شان (در بیست و چند سالگی) مدیریت و ریاست است.

4. در انگلستان برای یک مقام دنبال فرد مناسب می‌گردند، در ایران برای یک فرد، دنبال مقام مناسب می‌گردند، و حتی در صورت لزوم یک مقام تازه ساخته می‌شود.

5. در انگلستان کسی که کارمند ساده است، سه سال بعد ممکن است مدیر شود.  در ایران کسی که کارمند ساده است، سه سال بعد هنوز کارمند ساده است، ولی در این مدت سه بار رئیس‌اش تغییر کرده است.

6. در انگلستان کسی که خیلی دانش و تجربه داشته باشد و بخواهند از او بیشترین استفاده را ببرند، به سمت مشاوری گماشته می‌شود. در ایران وقتی از کسی نخواهند استفاده کنند، مشاور می‌شود.

7. در انگلستان اگر کسی از کار برکنار بشود، عذرخواهی می‌کند و حتی ممکن است محاکمه شود. در ایران بعد از برکناری، طی مراسم باشکوهی از فرد تقدیر شده و وی را به مدیریت جای دیگری می‌گمارند.

8. در انگلستان مدیران یک اداره کارشان را به صورت گروهی انجام می‌دهند، در حالیکه  مستقل  از هم استخدام شده یا برکنار می‌شوند. اما در ایران افراد به صورت گروهی از یک اداره به اداره دیگر جا به جا می‌شوند، ولی در حین کار هیچ گونه هماهنگی با هم ندارند.

9. در انگلستان برای استخدام یک رئیس دانشگاه، مثل بقیه مشاغل، در روزنامه‌ها آگهی چاپ می‌کنند، از بین درخواست‌های رسیده با برخی مصاحبه می‌کنند و سرانجام یکی را انتخاب می‌کنند. در ایران، برای انتخاب رئیس به افراد مورد نظر تلفن می‌کنند!

10. در انگلستان معمولاً زمان پایان کار یک رئیس و شروع کار نفر بعدی از ماه‌ها قبل مشخص است.. در ایران، یک رئیس ممکن است خبر برکناری‌اش را همان روز بشنود!

11.  در انگلستان، همه می‌دانند درآمد قانونی یک رئیس دانشگاه زیاد است، ولی در ایران مدیران و روسا انسان‌های ساده‌زیستی هستند که درآمدشان هم به کسی ربطی ندارد.

12. در انگلستان، شما استاد و رئیس دانشکده را به اسم کوچک صدا می‌زنید، در ایران استاد را با لقب‌هایش صدا می‌زنید و رئیس را اصلاً صدا نمی‌زنید، چون به شما وقت ملاقات نمی‌دهد.

     13. در انگلستان سابقه کار کافی برای تصدی یک مقام لازم است، در ایران مورد اعتماد بودن! کفایت می‌کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 فروردین1393ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

   گویند روزی ابوریحان درس به شاگردان می گفت که خونریز و قاتلی به محل درس وارد شد تا سوالی از حکیم بپرسد. شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به وی می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است . آن مرد رسوا روی به حکیم کرده و چند سئوال ساده پرسید و رفت. فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، به محل درس وارد شد تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود. یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید:چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید؟ ابوریحان گفت:یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد…شاگرد متحیر به چشمان استاد می نگریست که ابوریحان بیرونی از او دور شد.

اگر ما از این داستان درس بگیریم در می یابیم که هرچقدر سطح مدیریتی یک شخص در سازمان بالاتر می رود تاثیر گسترده تر و پایدارتری از خود به جای می گذارد. یک پرسنل و کارگر سطح پایین اگر ناتوان باشد نهایتاٌ باعث آسیب های کوچکی نظیر آسیب به ماشین آلات، افزایش توقف و کاهش تولید موقتی خواهد شد که همگی قابل جبران بوده و یا بیشتر آنها با آموزش قابل رفع هستند. اما مدیر بد کل سازمان را به بیراهه برده و باعث از دست دادن زمان، اعتبار شرکت،  قدرت رقابتی،انگیزه کارکنان و پرسنل توانایی می شود که شاید هرگز موفق به جبران آنها نشوید. بنابراین باید در انتخاب سطوح بالاتر مدیریتی سازمانی دقت بالاتر و گزینه های سختیگرانه تری برای شناسایی توانایی فرد به کار برد. انتخاب مدیریت خوب برای سازمان از مهمترین و اساسی ترین گزینه های پیشرفت در یک سازمان است. متاسفانه انتخاب مدیریت در ایران بر اساس تواناییهای مدیریتی و رهبری  فرد نیست بلکه گزینه هایی نظیر سابقه کارشناسی خوب، سابقه آشنایی، ستایشگری و بسیاری موارد دیگر که اساسا ارتباط چندانی با توانایی مدیریت و گزینه هایی که برای این امر لازم است ندارند در انتخاب مدیر موثر هستند.

بسیار دیده می شود که این مدیران ناتوان، رفتارهای ناشایستی از خود بروز می دهند که تنها باعث بی انگیزگی، نارضایتی و فرار زیردستان از سازمان می شوند. گروهی از این مدیران با ایجاد تنش و تزریق استرس به سازمان آسیب های جبران ناپذیری را به مجموعه و شرکت وارد می کنند.این گروه از مدیران با هدف گرفتن نتیجه برای سازمان تلاش می کنند اما متاسفانه به دلیل نداشتن توانایی و علم مدیریت نتیجه عکس می گیرند. برخی دیگر از مدیران که به نظر من بدترین نوع مدیریتی است که من تاکنون دیده ام و تجربه کار با آنها را داشته ام مدیران بی تفاوتی است که هیچ بازخوردی به شما نمی دهند. این مدیران گزارشات کارکنان زیردست را مطالعه نمی کنند و یا اگر مطالعه می کنند هیچگونه بازخوردی به آن نشان نمی دهند. همچنین نطارتی بر کار شما نداشته و دخالتی نمی کنند و شما نمی دانید که راه درست را می روید یا راه نادرست و در هاله ای از ابهام و سردرگمی گرفتار می شوید. نسبت به نظرات شما بی تفاوت هستند، حتی اگر با آنها مخالف باشید هیچگونه عکس العملی نسبت به نظر شما در ظاهر ندارند و نمی دانید موافق شما هستند یا مخالف، ولی در خفا نسبت به شما کینه توزی می نماید. این مدیران گرفتار حسادت عجیبی هستند که علاقه ای به افرادی که بیشتر از  آنها بداند نداشته و تمام تلاش خود را با زیرکی تمام انجام می دهند که افراد توانا را از سازمان ترد و جدا نمایند و قدرت خود را در نبود افراد توانا می داند چراکه وجود این افراد، ناتوانی آنها را در سازمان هویدا می سازد و آنها از این می ترسند. اینگونه مدیران معمولا از شخصیتی آرام و به ظاهر بی خطر برخوردارند اما در عمق چشمان آنها حسادت و کینه توزی موج می زند. هدف این گروه مدیران حفظ موقعیت خود با هر قیمتی است.

با وجود مدیران ناتوان و نالایق ،کارکنان بهترین راه حلی که در پیش میگیرند فرار از این شرایط بد بوده و به شرکتی دیگر حتی با درآمد پایین تر می روند. رهبران بالادست سازمانها متاسفانه تلاشی برای شناسایی نشانه های نارضایتی ناشی از نادرستی کار و رفتار مدیران ناوارد نمی کنند حتی بسیار دیده شده به مدیران بد پاداش و ترفیع نیز می دهند. وجود اینگونه مدیران به ویژه در سطوح بالای مدیریتی مانند سرطان برای سازمان می ماند و مانند هر نوع سرطان، بهترین راه جلوگیری، تشخیص زودهنگام است. تلاش کنید مدیران ناتوان و نالایق سازمان خود را به سرعت شناسایی و عوض کنید عدم توجه به سرطان نهایتا موجب مرگ است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 فروردین1393ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

مدیریت جهادی چیست و چرا مهم تلقی می شود؟

 

   در مدیریت جهادی اصل بر خدمت رسانی به مردم و رفع مشکلات آنان است و مدیر جهادی در این راه از هیچ گونه اقدامی فروگذاری نمی کند و چونکه نیت او الهی و در جهت رضایت پروردگار است فعالیت خود را بدون هیچ گونه منتی انجام می دهد و در مقابل آن از مردم انتظاری ندارد.
 
مدیریت جهادی به عنوان الگویی برآمده از دل انقلاب اسلامی و با تکیه بر مولفه های هویتی ایرانی- اسلامی امروزه به عنوان الگوی مطلوب مدیریت در کشور در برابر نمونه های غربی الگوهای مدیریتی مطرح است. اما متاسفانه علی رغم بومی بودن این نوع مدیریت و تاکیدات و اشارات مقام معظم رهبری نسبت به بسط و توسعه مدیریت جهادی همچنان این نوع مدیریت و مولفه های گفتمانی آن مورد اغفال واقع شده است. در اینجا سعی شده تا به برخی از مهمترین مهمترین مولفه ها و ارزش های هویت ساز گفتمان مدیریت جهادی اشاره شود:

خدمت با نیت الهی: در مدیریت جهادی خدمت رسانی به مردمی نه برای کسب مال و مقام دنیوی بلکه در جهت قرب الهی و رضایت پروردگار انجام می شود و مدیر جهادی در قبال خدمتی که به مردم ارائه می دهد هیچگونه چشمداشت مادی و دنیوی ندارد و هدف خود را رضایت پرودگار خویش می داند. 

تخصص، علم و درایت: 
تخصص می تواند افزایش بهره وری شود و توجه به علم زمینه را برای به روز رسانی خدمات و فعالیت ها آمده می کند و هر دوی اینها میسر نمی شود مگر در سایه درایت و کاردانی.

تداوم و استقامت در کار: مدیر جهادی به راحتی در برابر مشکلات دست ها را به نشانه تسلیم بالا نمی برد، بلکه از ناکامی ها و شکست ها پلی برای پیروزی می سازد و چونکه به درستی هدف و نیت خود ایمان دارد به حرکت خود ادامه می دهد تا به سر منزل مقصود برسد.

شوق خدمت و روحیه خدمتگزاری بی منت:  در مدیریت جهادی اصل بر خدمت رسانی به مردم و رفع مشکلات آنان است و مدیر جهادی در این راه از هیچ گونه اقدامی فروگذاری نمی کند و چونکه نیت او الهی و در جهت رضایت پروردگار است فعالیت خود را بدون هیچ گونه منتی انجام می دهد و در مقابل آن از مردم انتظاری ندارد.

انعطاف پذیری و سرعت عمل: در مدیریت جهادی سرعت عمل و رفع نواقص و کمبودها یکی از مولفه های مهم و حیاتی خدمت رسانی محسوب می شود. زیرا ایجاد وقفه در فعالیت ها و کار امروز را به فردا انداختن نتیجه ای جز نارضایتی مردم به همراه نخواهد داشت.

اعتماد به جوان ها در مدیریت: در مدیریت جهادی در کنار مدیران و چهره های با تجربه و کارآزموده سعی می شود که از جوانان نیز استفاده شود تا در آینده در صورت کنار رفتن مدیران با تجربه جامعه از نیروهای شایسته و کاردان تهی نشود و نیروهای جوان بتوانند جای آنها را پر کنند.

اعتماد به نفس و خودباورییک مدیر جهادی در درجه اول باید داری اعتماد به نفش و خودباوری باشد زیرا در غیر اینصورت نمی تواند برنامه های خود را پیش ببرد و تحت تاثیر فشارهای گروهی و جناحی از اهداف و برنامه های خود دور می شود.

ابتکار عمل و خلاقیت: خلاقیت و نوآوری داشتن در فعالیت ها و پرهیز از تکرار و الگو برداری از برنامه ها و راهکارهای دیگران یکی از مولفه های موفقیت در این نوع مدیریت محسوب می شود و مدیر جهادی باید شخصی خلاق و هوشمند باشد و در راه رسیدن به اهداف خود از روش های خلاقانه بهره بگیرد.

کارگروهی و مشارکت اجتماعی: در مدیریت جهادی سعی می شود که از تکروی و حرکت های انفرادی پرهیز شود و در مقابل بر کار گروهی و مشترک تاکید بسیار می شود.

توجه ویژه به محرومین و مستضعفین: محرومان و مستضعفان جامعه به عنوان اقشار آسیب پذیر و نیازمند جز اولین گروه های هدف و مرجع در حدمت رسانی محسوب می شوند.توامند سازی این اقشار و فراهم کردن امکانات رفاهی و برابر با سایر اقشار جامعه برای مستضعفان و محرومان جز اهداف اولیه مدیریت جهاید جهت برقررای عدالت اجتماعی محسوب می شود.

پرهیز از فساد و مراقبت از انحراف: در مدیریت جهادی پاکدستی مدیران و مسئولان یک اصل مهم و حیاتی است و عامل تداوم و بقای این نوع مدیریت محسوب می شود.  

توجه به کیفیت و قانونمندی: 
رعایت قانون و خارج نشدن از مرزها و خط قرمزهای قانونی باید سرلوحه فعالیت های یک مدیر جهادی باشد و همیشه رعایت و احترام قانون را از یاد نبرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 فروردین1393ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

  پیکر شهید ناهی از منکر حجت الاسلام علی خلیلی فردا(سه شنبه) ساعت ۱۱ از مقابل مسجد النبی نارمک تشییع می شود. به گزارش مهر، فردا (سه شنبه) ساعت ۱۱ صبح در مسجد النبی نارمک نماز را بر پیکر شهید علی خلیلی خواهند خواند و پس از آن به سمت بهشت زهرا تشییع و در قطعه شهدا به خاک سپرده می شود.


حجت الاسلام علی خلیلی جانباز ناهی از منکر ساعت ۱۹ روز یکشنبه بر اثر بیماری طولانی پس از جراحات وارده، دعوت حق را لبیک گفت و به فیض شهادت نایل شد. شهید خلیلی از مربیان موسسه بهشت تهران ۲۵ تیر ماه سال ۱۳۹۰ در حین بازگشت از هیئت به همراه چند نفر از دانش آموزان خود، به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت. وی توسط یک نفر از افراد شرور منطقه از ناحیه گردن و قسمت شاهرگ دچار جراحت شد و بیش از ۱۵ دقیقه در خون خود می‌غلتید.
 
بخشی از سخنان شهید خلیلی:

اگر بخواهید حقیقت را برایتان بگویم من این کار را "امر به معروف" نمی‌گذارم بلکه اسمش را دفاع از ناموس می گذارم. دفاع از ناموس مسلمان ها هم برای هر مسلمانی واجب است. من امر به معروف نکردم, دفاع از ناموس مسلمان‌ها کردم. در این حوادث و اتفاقات هیچکس پشت شما نخواهد ایستاد. هیچکس پشت آدم نیست فقط خدا هست که پشت شما می‌ایستد. من در آن لحظه هم که با آنها درگیر شدم به هیچکس امید نداشتم فقط به عشق لبخند حضرت آقا جلو رفتم.

پیام تسلیت نگارنده به خانواده شهید خلیلی و آمران و ناهیان

شعری در رثای شهید علی خلیلی+پوستر


یَآ أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِی إِلَی‏ رَبِّکَ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً، فَادْخُلِی فِی عِبَادِی، وَادْخُلِی جَنَّتِی‏.

خانواده گرانقدر شهید شجاع و خط شکن علی خلیلی و همه آمران به معروف و ناهیان از منکر 

سلامٌ علیکم بما صبرتم،

   شهادت اوج هنر مردانی است كه با نثار قطره قطره خون شاهرگشان، عزت و سرافرازی امروز مکتب اصیل اسلام را به ارمغان آورده و خود در جوار رحمت وسیع حق تعالی مأوا گزیده‌اند.

   شهادت روحانی پاک سرشت، قهرمان علی خلیلی را به همه پویندگان راه حق تسلیت می گویم. به حق این ناهی از منکر، مجاهد در راه فرائض بزرگ امر به معروف و نهی از منکر که پیام اصلی عاشورا می باشد، در سایه به حاشیه رفتن این فریضه بزرگ، شربت شهادت را از دستان مبارک مولایش امام حسین علیه السلام نوشید و خود را هم ردیف و شبیه سرداران واقعه کربلا نمود. بر روح پر فتوح این شهید غریب اسلام و رهروان راه دشوارش درود می فرستم و برای خانواده غریب تر ایشان صبر جمیل و اجر جزیل مسألت می نمایم.

عباس ملاتقی

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 فروردین1393ساعت 1:29 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

 

  وزارت دادگستری ترکیه در ادامه تصفیه کارکنان قوه قضاییه ، روز یکشنبه ۲۷۱ نفر از قضات و دادستان های این کشور را از کار برکنار کرد. به گزارش ایرنا به نقل از منابع خبری ترکیه ، وزارت دادگستری ترکیه در پی عملیات فساد مالی و ارتشا و در راستای تصفیه و برکناری قضات و دادستان های این کشور ، حکم برکناری و یا تغییر محل کار این قضات و دادستان ها را صادر کرد.

  در پی عملیات فساد مالی و ارتشا توسط پلیس و دادستان استانبول در ۲۶ آذرماه که منجر به دستگیری شماری از منتسبان به دولت ترکیه شد، دولت آنکارا اقدام به تصفیه نیروهای پلیس و قوه قضاییه این کشور کرد. تاکنون نزدیک به ده هزار نفر از نیروهای پلیس و قوه قضاییه ترکیه از کار برکنار و یا به محل های دیگری منتقل شده اند. با تصویب قانون تغییر ساختار شورای عالی قضات و دادستان ها در ترکیه وزیر دادگستری از قدرت بیشتری برخوردار شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 فروردین1393ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 


http://axgig.com/images/69823854447694823573.jpg

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 2 فروردین1393ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 



 'اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی'


+ نوشته شده در  جمعه 23 اسفند1392ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 





شيخ صدوق در كتاب امالى از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت نموده است :
هنگامى كه روز قيامت فرا مى رسد دخترم فاطمه در حالى مى آيد كه بر يكى از ناقه هاى بهشتى سوار است و از دو پهلوى آن ناقه حريرهاى بهشتى آويزان ، مهار آن از مرواريد تازه ، پاهايش از زمرد سبز، دم آن از مشگ ناب ، ديدگانش از در و ياقوت سرخ خواهد بود.
قبه اى از نور بر پشت آن ناقه نصب شده كه اندرون آن از بيرون آشكار، ميان آن حاوى عفو پروردگار و بيرون آن رحمت خداوند رحيم است .
فاطمه تاجى از نور بر سر دارد كه داراى هفتاد پايه باشد، هر پايه اى از آن به وسيله مرواريدى مرصع و نظير ستاره اى درخشان خواهد بود.
در طرف راست و چپ فاطمه هر كدام هفت هزار ملك خواهد بود.....
و آنگاه از طرف خداوند رئوف ندا مى رسد: اى حبيبه و فرزند رسول من از من بخواه تا عطانمايم، شفاعت كن تا من بپذيرم، به عزت و جلال خودم كه امروز ظلم و ستم هيچ ستمگرى از نظر من محو نخواهد شد.

در همين زمان است كه مى گويد: بار خدايا! فرزندان، شيعيان، دوستان، و دوستان دوستان فرزندان مرا به من ببخش!

آنگاه از طرف پروردگار جهان منادى ندا مى كند: فرزندان، شيعيان، دوستان و دوست دوستان ذريه فاطمه كجايند؟ ايشان عموما در حالى كه ملائكه رحمت پروردگار آنان را احاطه كرده باشند مى آيند. سپس فاطمه جلو مى رود تا ايشان را داخل بهشت مى نمايد.

+ نوشته شده در  جمعه 23 اسفند1392ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 


شکرالله مساعیکم

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم):

“یک ساعت عدالت ورزیدن بهتر از عبادت یک سال است که شب هایش به قیام و روزهایش به روزه بگذرد.”  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1392ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط  عباس ملاتقی  | 

 


Powered by tabnak

آمار بازدیدکنندگان




Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.


Powered by WebGozar

کد نمایش آی پی